سيد محمد كمره اى

483

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

هشتصد نهصد خروار محصول و پنجاه هزار تومان اقلا قيمت او است . بعد از فوت اميرنظام آن دو پسر ديگر ، باز رعايتا در حق برادر گفتند ما از خودمان هم به شما مساعدت مىكنيم و پنج شش ده با مقدار چهل هزار تومان به تو مىدهيم كه برادر ما هستى ، ما تو را مساعدت نموده باشيم . بعد اولياى رنود دور آن احمق را گرفته لاينقطع پول به او قرض مىدادند و دهات او را گرو برمىداشتند و بناى معارضه و مجادله كه اين مصالحه اميرنظام غلط بود و اين مصالحه خودم هم توريه و براى اثبات حقم بود . مدتى اين زد و خوردها مىشد تا آنكه در شش هفت ماه قبل زمزمه اينكه اميرنظام در هزار و سيصد و بيست و هشت ، عمده املاك خودش را به امير ارفع صلح كرده و كمى ديگر را به آن دو پسر ديگر و مصالحه‌نامه سه نسخه بود به مهر علماى طهران از قبيل آقا سيد عبد الله ، آقا ريحان الله ، حاج ميرزا ابو طالب و چند نفر از علماى ديگر كه مرده‌اند رسيده و يك نسخه آن مصالحه‌نامه هم به تمبر عدليه رسانده و آن سه نسخه را اميرنظام نزد يك دخترش امانت و چون اميرنظام از امير ارفع دلتنگ شد و آن نسخه مصالحه تمبردار را از دخترش گرفت و آن دو نسخه نزد او مانده بود حالا آن خواهران دو نسخه ديگر را به امير ارفع داده كه در حاشيه آن هم نوشته شده سه نسخه است . كشف سندسازى امير ارفع به مساعدت فتح السلطنه و حمايت ممتاز الدوله و مستشار الدوله و صمصام السلطنه يك سيد حسين اصفهانى را هم امير ارفع وكيل نموده كه در عدليه مشغول محاكمه شدند و به قوه پول ، خانه و اثاثيه ، اميرنظام را در طهران توقيف كردند . اميرنظام وكيلش در طهران با طرف هرچه خواست طرفيت نمايد به قوه محاكم و روساء مغلوب مىشد . مصالحه‌نامه را كه ديده بود ادعاى جعليت كرد ، آن‌ها رد نمودند ، من‌جمله در ثبت مرحوم آقايان طهران از دستگاه مير سيد محمد بهبهانى ، محررش نوشته شد كه در ثبت مرحوم آقا بود . همچنين در ثبت دو سه نفر ديگر به زحمات زياد محررين گفتند پيدا شده ثبت حاج ميرزا ابو طالب زنجانى گفتند بعد از فوتش كتابچه‌هاى ثبت را با كتابخانه‌اش به زنجان بردند . بنا شد يك نفر انتخاب شود كه برود زنجان تحقيق نمايد . قرعه فال را به نام شيخ